خرید بک لینک
من یک تهرانِ پنجاه و سه ساله میخواهمو صدای گرفتهِ فرهادکه از رادیوی کوچک بالای شومینه خاموشبپیچد و بپیچد در اتاقمن یک آه میخواهم که بعد از تمام شدن کتاب تازه ی آن فراری بی نشاندل ابرها را به درد آوردمیبینی؟هوای این شهر، زیاده خواهی می آورد...اما من فقط همه چیز را همانطور کهنه می خواهم!پر از لذت و بی دغدغه...من یک شهریار میخواهمکه روبرویم بنشیند و در وصف موهای سفید شده ام شعری بگوید...پ.ن: الان که دارم می نویسم صدای رعد و برق مثل یه موسیقی خش دار توی گوشم فریاد میزنه...حس خوبیه؛ یه چیزی مثل دلگرمی! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 20:48

من یک تهرانِ پنجاه و سه ساله میخواهمو صدای گرفتهِ فرهادکه از رادیوی کوچک بالای شومینه خاموشبپیچد و بپیچد در اتاقمن یک آه میخواهم که بعد از تمام شدن کتاب تازه ی آن فراری بی نشاندل ابرها را به درد آوردمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 8:42

به سراغ من اگر می آیید/ پشت هیچستانم/ پشت هیچستان جایی ست/پشت هیچستان رگ های هوا ، پر قاصدهایی ست/ که خبر می آرند ، از گل وا شده دورترین بوته خاک/ روی شن ها هم ، نقش های سم اسبان سواران ظریفی است که صادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: شنبه 24 فروردين 1398 ساعت: 22:30

شب از راه میرسد ، با تمام دار و ندارش. خسته ی راه و با ردپایی سیاه. چوب دستی اش را کنارش بر زمین میزند و کز میکند کنج آسمان. می خواهد برای یک بار هم که شده این منظره را از دست ندهد. دلش پر میکشد برای ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: شنبه 24 فروردين 1398 ساعت: 22:30

_من به یک درمان نیاز دارم ، به جادو...

+اوه ، مریضیت چی هست؟

_یه قلب شکسته

+شاید باید ذهنتو بیشتر باز کنی ، شاید اگر جادو میخوای ، باید شروع کنی به باور کردن

#نمایشنامه

برچسب: نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: شنبه 24 فروردين 1398 ساعت: 22:30

به مهتاب در حال طلوع فکر کن یا ستاره هایی که هرشب با چشمانت روی بالشت نقاشی میکنی... آن سرزمین رویا#یی را به یاد بیاور که آهوها در دشت هایش آزادانه به هرسو می دویدند و در انتهای مسیر بلندترین آبشارش ، ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: شنبه 24 فروردين 1398 ساعت: 22:30

چقدر خوبه که گاهی وقتا ، بدون فکر کردن به چیز خاصی فقط بنویس#یم! وقتی بیش از حد خسته ایم یا برای انجام دادن کاری حوصله نداریم ؛ فقط کافیه قلم برداریم و شروع کنیم به نوشتن... اونوقته که ناخودآگاه چشم هاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پارسا نصیری تاريخ: شنبه 24 فروردين 1398 ساعت: 22:30

صفحه بندی